ابو القاسم راز شيرازى

143

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

حسنه كرامت فرمود ، جهل را هم هفتاد و پنج جند از صفات و اخلاق ذميمه داده است . و هرگاه ظلمت جهل با جنود خود هجوم آرند نور عقل را زائل مىكنند ؛ لهذا بايد رعايت كرد عقل را از ظلمت جهل ، و تقويت كرد او را بنور علم تا قوّت حاصل كند و جنود جهل را منهزم سازد . و هرگاه عبد ، قلبش از آفت غفلت رست و نفسش از آتش شهوت فارغ شد و عقلش از آفت جهل نجات يافت اسمش در ديوان اهل تنبّه ثبت مىشود . پس از آن ، رعايت علم است از آفت هوا و هوس طبيعى ؛ يعنى هرگاه رعايت كرد عقل را از ظلمت جهل و تقويت كرد او را به نور علم ، آفت علم هوا « 17 » است ، حفظ علم از اين آفت واجب است . و هرگاه عبد ، علم را بر وفق رضاى الهى جارى كرد و خوف از خلق نكرد كه نقصان در جاه و عزّتش شايد بهم رسد ، احكام و اوامر الهى را در جزئيات و كلّيّات امور معاد و معاش ، نسبت به خود و خلق - جميعا خواه خويش و بيگانه ، خواه دوست و دشمن - حفظ كرده است علم را از آفت هواى نفسانى . و هرگاه اغماض كرد و ملاحظهء دوستى يا دشمنى مردم و صرفهء خود را نمود ، فاسد مىشود علم او و فاسد خواهد ساخت عقل او را و از سلوك در طريق الهى باز مىماند ؛ پس رعايت و حفظ علم از هوا لازم است . پس از آن ، حفظ و رعايت

--> اهل اصطلاح « مقول به تشكيك » اند همچون مراتب نور كه هر درجه از درجات نور با مقايسه به درجهء قوىتر ، ضعيف و نسبت به درجه ضعيف‌تر ، قوى محسوب مىگردد همچنين است لذّت و الم و سعادت و شقاوت و هريك از مصاديق اين جنود متضادّه . امّا مفهوم عصيان در جنود جهل به اين معنى تواند بود كه براى هريك از اوصاف ذميمه ، مفهوم و مصداقى است كه اگر از آن تجاوز واقع شود يعنى شديدتر از آن شود كه مصداق اوست قهرا از آن رحمت نسبى كه ملازم اوست خارج و به دركهء پست‌تر از آن سقوط مىنمايد و از رحمتى اعلا منتزع مىشود و به اخسّ از آن تنزّل مىيابد تا آنجا كه بكلّى از حيطهء رحمت ، اخراج و شخص متخلّق به چنان خلق ، در مضايق و ظلمات بعضها فوق بعض خذلان سرنگون گردد عصمنا اللّه ان‌شاءالله . ( 17 ) - مجموع آرزوهاى نفسانى كه از نظارت و حكومت عقل معادى خارج باشند .